![]() |
![]() |
|
|
پیام آیت الله جوادی آملی در باره هنر متن این پیام در ابتدای همایش هنر و تمدن شیعی در حوزه هنری قرائت شد اعوذ بالله من الشیطان رجیم بسم ا... الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی ا... علی جمیع الانبیاء و المرسلین مرتبه حضار گرامی، فرهیختگان، صاحب نظران و علاقهمندان به هنر ولایی را ارج مینمایم. از همه کسانی که در برگزاری این محفل وزین سعی و کوشش کردند حق شناسی میکنیم و توفیق همگان را در احیای معارف الهی از ذات اقدس اله مسألت میکنیم. آنچه که میتواند هنر ولایی را برای ما معنا دار کند بررسی معنای هنر از یکسو، به ولایت از سوی دیگر و ترکیب معقول و مقبول این دو واژه پر برکت از سوی سوم است. هنر وقتی میتواند معقول و مقبول باشد که ریشه عقلانی داشته باشد از یکسو، در کارگاه خیال دقیقا مهندسی شده باشد از سوی دوم، و خروجی آن هم یک جمال محسوس باشد از سوی سوم، اگر ریشه عقلانی نداشته باشد یک هنر خیالی است نه هنر انسانی و معقول اگر ریشه عقلانی داشته باشد و در کارگاه خیال مهندسی روی آن اعمال نشده باشد آن یک مطلب علمی است که در کتابها هست ولی این توان آثار هنری را ندارد و اگر در کارگاه خیال خوب هندسی شد لکن در اثر ضعف رابطه حس و خیال خروجی آن جمال محسوس نبود بازده خوبی هم نخواهد داشت. بنابراین این اضلاع سه گانه را هنر باید داشته باشد: ریشه عقلانی داشته باشد، در کارگاه خیال بهطور دقیق مهندسی شده باشد و خروجی او هم جمال محسوس باشد، یعنی بهوسیله هنرمندانی که هم عقلانیت را خوب تحمل کردند و درک کردند هم در کارگاه خیال خوب مهندسی کردند و هم سبک رفتار و گفتار و نوشتار آنها دلپذیر است. هنر با بازی فرق میکند، با لهو و لعب فرق میکند، هنرمند هرگز بازیگر نیست آنکه بازیگر است نمیتواند هنرمند باشد. بخش دیگر مسأله ولایی است. اول کسی که ولی جهان و انسان است خداست که ا... ولله هو الولی الحمید آنکه والی ماست ولی ماست، سرپرست جهان امکان است، کسی است که جهان آفرین است. جهان آفرین ما را به سه اصل عمیق دعوت کرده است که اگر آن سه اصل عمیق را درست بررسی کردیم و در کارگاه هنر حضور عالمانه پیدا کردیم، هنر ما هنر ولایی خواهد شد. آن اصول سه گانه عبارت است از جهان دانی، جهان داری و جهان آرایی. آنکه جهان را نمیشناسد از آغاز و انجام جهان بیخبر است. این علمش ابتر است، هم منقطع الاول است هم منقطع الآخر؛ نه مبدأ پیدایش جهان را میداند و نه از بعد از مرگ خبری دارد. او خیال میکند انسان که میمیرد میپوسد و بعد از مرگ خبری نیست. چنین فردی بازیگر است نه هنرمند. جهان دانستن جهان دانی، این عنصر اول است. جهانداری، عنصر دوم است که به مدیریت بر میگردد، به تدبیر برمی گردد، به هنر سیاست و جامعه شناسی برمی گردد که انسان بتواند آثار صنع الهی را بهخوبی حفظ کند. دانستن جهان یک عنصر است، داشتن امکانات جهانی عنصر دوم است ولی بخش اساسی را هنر به عهده دارد و آن جهان آرایی است، این آرایش جهان برای این است که انسان از دو منظر نیازمند است؛ یکی نیازمند به مسائل اندیشه است و یکی نیازمند مسائل انگیزه. اندیشه انسان را آن جهان دانی و جهان داری اداره میکند اما انگیزه انسان را جهان آرایی اداره میکند. هنر، این بخش را به عهده دارد که میتواند جهان را خوب بیاراید، صحنه را خوب بیاراید، آن مطالب معقول را بهخوبی ارائه دهد، بعد از آرایش و پروایش قابل پذیرش کند. هنرمند این مثلث پر برکت را در خود هضم میکند، یک جهاندان خوبی است، یک جهاندار خوبی است، یک جهان آرای خوبی است که فقدان هر کدام از این سه عنصر محوری باعث میشود انسان هنر ولایی را از دست بدهد، گاهی اصل هنر را از دست میدهد، گاهی ولایی بودن هنر را از دست میدهد. خدای سبحان خود را بهعنوان ولی معرفی کرد «وا... هو الولی» این اسم پربرکت که از اسماء حسنای خداوند سبحان است آن را به خلفا و انبیا و اولیای خود ادا کرد. فرمود اینها اولیای شمایند. انما ولیکم ا... و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون و در بخش وسیعتر فرمود المؤمنین و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض. این ولایت متقابل هنر متقابل را دارد، ولایت یکسویه هنر یکسویه دارد، هنر ولایی اگر درباره والیان نسبت به امت باشد هنر یکسویه که تدبیر خوب سیاست خوب مدیریت خوب رحمت و رفعت خوب دارد. و اگر این هنر ولایی در بین توده مسلمانها باشد، امت اسلامی باشد، یک هنر ولایی متقابل است که بعضهم اولیاءَ بعض. بنابراین اگر سخن از تدبیر دینی باشد هنر ولایی خواهد بود. هنر این قدرت را دارد که ابعاد قضیه را از سه منظر به بیننده یا شنونده منتقل کند. اگر شما مسأله هندسه فضایی را خوب بررسی میکردید میدیدید پی بردن به مسائل هندسه فضایی خیلی آسانتر از گذشته است. در گذشته راهی برای تجسیم و تصویر سه بعد نبود، فقط مسطحات را ارائه میکردند وقتی استاد هندسه فضایی تدریس میکرد از کره سخن میگفت، مستمع دایره تحویل میگرفت اگر از مکعب سخن میگفت او مربع تحویل میگرفت، آنچه را که در کاغذ میدید طول و عرض بود دیگر عمق و ارتفاع در منظر او نبود اما با تجسیم هنرمندانه هنرمندان هندسه فضایی وضع خاصی پیدا کرده است. مسایل هنری دیگر هم همین طور است. مطلب بعدی آن است که افرادی نظیر شهید آوینی رضوان ا... تعالی علیه و دیگر شهدایی که شربت شهادت نوشیدهاند اینها سعی کردهاند آثار قرآن و عترت را در صورت و کسوت و جامه هنر به جامعه منتقل کند اینها گوشهای از آثار هنر ولایی است اگر ولایت به این معناست که ذات اقدس اله مدبر و مدیر است و اگر به این معناست که انبیا و اولیای الهی تدبیر جامعه را به عهده دارد و اگر به این معناست که امت اسلامی ولایت متقابل را دارد این گسترش هنر دینی را به همراه خواهد داشت. مردم هنرمند با جهان آرایی دارند زندگی میکنند یک انسان هنرمند رفتار و گفتار و نوشتارش هم دلپذیر است. بهعنوان نمونه شما میبینید عباس عموی پیامبر(ص) سنّش از حضرت رسول بیشتر است، وقتی از او سؤال میکنند انت اکبر عن رسولا...(ص)؟ تو بزرگتری یا پیغمبر؟ او نمیگوید من بزرگترم میگوید هو اکبر و انا اسد؛ او بزرگتر است ولی سن من بیشتر است. این ادب درگفتار باعث لذت شنونده خواهد بود. در رفتار هم به شرح ایضا در نوشتار هم به شرح ایضا اگر جامعه ما از برکات هنر ولایی طرفی بسته باشد نوشتههای آنها، گفتههای آنها، رفتار آنها در رسانهها و غیررسانه چشمگیر خواهد بود. بنابراین هنر ولایی میتواند یک روحی در کالبد جامعه ایجاد کند که افراد جامعه هنرمندانه زندگی کنند، اگرچه هنر حقیقی را باید در مسائل توحید و وحی و نبوت و سایر علوم وحیانی جستجو کرد و به تعبیر برخی از بزرگان ادب عرفانی میگوید: خود هنردان دیدن آتش عیان نی گپ دل علی النار الدخان، کلام مولوی این است، هنر در این است که انسان برابر خطبه نورانی علی بن ابی طالب حرکت کند. حضرت وقتی پرهیزکاران کامل را معرفی میکند میفرماید آنها گویا بهشت را میبینند گویا جهنم را میبینند گویا خود در بهشت متنعمند گویا خود در جهنم متاثرند. اگر این بزرگوار میگوید: خود هنردان دیدن آتش عیان یعنی هنرمند واقعی کسی است که شهود عرفانی دارد تنها برهان اقامه نمیکند که بهشت حق است جهنم حق است وگرنه اون گپ زدن است عیان نی گپ دلا علی النار الدخان حقیقتا بهشت رو میبیند و حقیقتا جهنم را مشاهده میکند آن هنر والا مقدور همگان نیست و از محور بحث هم بیرون است اما این هنر میانی میتواند جامعه را در سایه لطف اولیای الهی منسجم بکند. از بیانات نورانی امام رضا سلام ا... علیه نیز همین است که فرمودند: شما به دیدار یکدیگر بروید، شما پیروان مکتب ولایت به قرآن و عترت وقتی کنار هم جمع شدید برکات نورانی ما احادیث ما اقوال ما سیره و سنت و سریرت ما در محافل خصوصی شما مطرح خواهد بود. خاصیت احادیث اهل بیت این است که در مردم عاطفه ایجاد میکند این عاطفه یعنی پیوند گرایش با اندیشه انگیزه و اندیشه کار هنرمندانه هنرمندان ولایی است. فرمود به اینکه احادیث ما عاطفه ایجاد میکند این که شما میبینید میگوید سنگ روی سنگ بند نمیشود از همین قبیل است این برجهای بلندی که میسازند آهن روی آهن یا سنگ روی سنگ اگر بخواهد بند شود به برکت آن ملات نرم است این ملات نرم است که سنگها را روی هم جمع میکند. عاطفه و انگیزه و محبت متقابل به منزله یک ملات نرمی است که افراد جامعه را کنار هم جمع میکند و اینها را به صورت یک برج در میآورد. غرض آن است که ولای متقابل به منزله همان ملات نرم است ولای یک جانبه به منزله همان بنای استوار و مستحکم آمیخته با این ملات نرم است که هم جامعه به مقصد خود میرسد و هم فرهیختگان جامعه در اثر اضلاع سه گانه این مثلث خدمات هنرمندانهای را به جامعه عرضه میکند که امیدواریم این توفیق نصیب همه شما بشود و همه هنرمندانی که در این راه شربت شهادت نوشیدهاند نظیر شهید آوینی رضوان ا... تعالی علیه و سایر شهدا مشمول عنایت خاص ولی عصر اروحنا فداه بشوند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت توسط محدث |
|
|
بخشی از بیانات رهبر انقلاب در دیدار با اعضاى «گروه ویژه» و «گروه معارف اسلامى» صداى جمهورى اسلامى ایران مسألهى دیگر، مسألهى روضههاست. روضهخوانى و سینهزنى باید باشد؛ اما نه در هر عزایى. این را بدانید که روضه خواندن و گریه کردن – آن سنت سنیه – مربوط به همهى ائمه نیست؛ متعلق به بعضى از ائمه است. حالا یک وقت در جمع و مجلسى کسى روضهاى مىخواند، عدهاى دلشان نرم مىشود و گریه مىکنند؛ این عیبى ندارد. اصلاً عزادارى کردن یک حرف است، روضهخوانى و سینهزنى راه انداختن یک حرف دیگر است. روضهخوانى و سینهزنى راه انداختن، مخصوص امام حسین است؛ حداکثر مربوط به بعضى از ائمه است؛ آن هم نه به این وسعت. مثلاً در شب و روز تاسوعا و عاشورا بخصوص، در شب و روز بیست و یکم ماه رمضان، سینه زنى و عزادارى و برپایى جلسات خوب است؛ ولى مثلاً در مورد حضرت موسى بن جعفر (علیه السّلام) – با اینکه وفات آن بزرگوار از وفاتهاى داراى روضه خوانى است – من لزومى نمىبینم که سینه زنى بشود؛ یا مثلاً در سالگرد شهادت حضرت زهرا (سلاماللَّهعلیها) مناسبتى ندارد که ما بیاییم نوحهخوانى و سینهزنى کنیم؛ بهتر این است که در آن موارد، شرح مصایبشان گفته بشود. شرح مصایب، گریهآور است. منبع: پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای متن زیرتحلیل یکی از دوستان است: صحبت های حضرت آقا بسیار دقیق و حکیمانه است. زمانی صحبت از عزاداری و سینه زنی شدت گرفت و این مقوله تا حد قمه زنی پیش رفت، که برخی علمای شیعه در دوران خفقان و بی دینی رضا خان و ممنوع بودن عزاداری ها دستور اکید به همه مردم داده بود. راه انداختن دسته جات و سینه زنی و طبل و سنج زدن نه اینکه تنها در این دوره بود اما اساسش بر فلسفه یادآوری واقعه شهادت جانگداز حضرت اباعبدالله بود ولی این ماجرا امروز یا به صورت هدف دار و یا با افراطی گری های عده ای از علمای بی بصیرت صورت می گیرد و شرایط فعلی که برخی از این اقدامات صرفا به وهن اسلام منتهی می شود و یا جلوه افسردگی و غم دائمی شیعه را به جهان معرفی می کند،شکل گرفته است. فرمایشات رهبری معظم دلیل بر بصیرت ایشان بوده و تصور می کنم این رویه در صورتی که ادامه یابد بیشتر به سمت عادی سازی مقوله عزاداری و در نهایت سبب عادی سازی و غیر قابل توجه دانستن عزاداری سیدالشهدا در اذهان عمومی می شود. خصوصا حالا که برخی هئیات وابسته به انجمن حجتیه و آخوندهای روحانی نمای بی بصیرت به تشییع نمادین پیکر ائمه اطهار اقدام می کنند و به نظر در آستانه انحرافی جدی در تفکرات شیعه هستیم زیراکه تشییع نمادین به تدفین نمادین منجر و سپس به ساخت حرم های نمادین به منظور جبران نداشتن حرم ائمه بقیع و حضرت زهرا و ائمه دیگر به منزله زیارت عموم مردم منتهی می شود.و این یعنی دقیقاً همان تحقق تهمت وهابیت به شیعه است. --------------------------------------------------- رنج اگر هست، نه از جاده، که از "ماندن"هاست ورنه سرباخته را زحمتِ سردرد نبود .................................... یا حق |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت توسط محدث |
|
|
امام خامنه ای: خاك بر سر آن ملت و دولتى كه زير بار اينطور تحميلهاى امريكا برود. توقعات امريكا نسبت به كسانى كه در آنها اندكى ضعف احساس مىكند، اينگونه است. صريحاً مىگويد كه بايد در سياستهايتان - سياستهاى جنگ اعراب و اسرائيل - تجديد نظر كنيد! چه سادهلوحى است كه كسانى بگويند برويم پشت ميز مذاكره با يك دستگاه متكبر و بىاعتقاد به اصول انسانى و حقوق بينالملل بنشينيم. امريكاييها، به اصول و حقوق بينالملل، اعتقادى ندارند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت توسط محدث |
|
|
یا فاطر بحقّ فاطمه گفت : در می زنند مهمان است گفت: آیا صدای سلمان است؟ این صدا نه...صدای طوفان است... مزن این خانه ی مسلمان است مادرم رفت پشت در ، اما... گفت : آرام ، ما خدا داریم ما کجا کار با شما داریم...؟ و اگر روضه ای به پا داریم پدرم رفته ما عزاداریم... پشت در سوخت بال و پر اما؛ آسمان را به ریسمان بردند آسمان را کشان کشان بردند... پیش چشمان دیگران بردند مادرم داد زد : بمان بردند... بازوی مادرم سپر، اما... بین آن کوچه چند بار افتاد اشک از چشم روزگار افتاد... پدرم در دلش شرار افتاد... تا نگاهش به ذوالفقار افتاد گفت : یک روز... یک نفر...اما... سید حمید رضا برقعی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت توسط محدث |
|
|
زینب همان کسی است که در راه عصمتش عبــاس میــدهد، نخ معجـــر نمیـدهـد . . . میلاد عقیله بنی هاشم، پیام آور کربلا، حضرت زینب کبری(س) مبارک باد. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم فروردین 1391ساعت توسط محدث |
|
|
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم يا مقلّب القلوب و الأبصار يا مدبّر اللّيل و النّهار يا محوّل الحول و الأحوال حوّل حالنا الى احسن الحال. اللّهمّ كن لوليّك الحجّة بن الحسن صلواتك عليه و على ءابائه فى هذه السّاعة و فى كلّ ساعة وليّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دليلا و عينا حتّى تسكنه ارضك طوعا و تمتّعه فيها طويلا. اللّهمّ اعطه فى نفسه و ذريّته و شيعته و رعيّته و خاصّته و عامّته و عدوّه و جميع اهل الدّنيا ما تقرّ به عينه و تسرّ به نفسه. تبريك عرض ميكنم عيد نوروز و فرا رسيدن سال نو را به همه ى هم ميهنان عزيز در سراسر كشور، و به همه ى ايرانيانى كه در هر نقطهاى از دنيا سكونت دارند، و به همه ى ملتهائى كه عيد نوروز را گرامى ميدارند؛ بالخصوص تبريك عرض ميكنم به خانواده هاى عزيز شهيدان، به جانبازان، به خانواده هاشان، به همه ى ايثارگران، به همه ى فعالان عرصه هاى مختلف. آرزو ميكنم و دعا ميكنم كه خداوند متعال براى ملت ايران بهروزى، شادى، نشاط و دلِ خوش در اين سال جديد مقدر بفرمايد و بدخواهان اين ملت را در اهدافشان، در تلاشهاشان انشاءاللَّه ناكام كند. س الى كه گذشت - سال 90 - يكى از سالهاى پرحادثه در سطح جهان و در منطقه و در كشور ما بود. آنچه كه در مجموع انسان مشاهده ميكند، اين است كه اين حوادث بر روى هم به سود ملت ايران و در راه كمك به هدفهاى آن، تمام شده است. آن كسانى كه اهداف بدخواهانهاى درباره ى ملت ايران و ايران و ايرانى در سر مي پرورانند، در كشورهاى غربى دچار مشكلات گوناگون هستند. در سطح منطقه، ملتهائى كه جمهورى اسلامى از آنها همواره حمايت كرده است، به هدفهاى بزرگى دست پيدا كردهاند؛ ديكتاتورهائى به زير كشيده شدند؛ قانونهاى اساسىِ مبتنى بر اسلام در كشورهائى تصويب شد؛ دشمن درجهى يك امت اسلام ى و ملت ايران - يعنى رژيم صهيونيستى - در محاصره قرار گرفت. در داخل كشور، به معناى حقيقى كلمه، سال 90، سال بروز اقتدار ملت ايران بود. در جنبه ى سياسى، ملت ايران در اين سال، چه در راهپيمائى بيست و دوى بهمن، چه در انتخابات دوازدهم اسفند، آنچنان حضورى از خود نشان داد و آنچنان شاخصى را براى اقتدار ملى در تاريخ منطقه ثبت كرد كه نظير آن را در گذشته كمتر داشتيم. با وجود اين همه دشمنى، اينهمه تبليغات، اين همه تهاجمهاى خصمانه و بدخواهانه، ملت ايران در طول اين سال، با همه ى وجود توانست حضور خود را در صحنه، نشاط خود را، آمادگى خود را در عرصه هاى گونا� �ون علمى و اجتماعى و سياسى و اقتصادى نشان بدهد و اثبات كند. بحمداللَّه سالى بود كه با همه ى سختى ها، داراى دستاوردهاى بزرگى بود. همچنان كه قبلاً عرض شده است، شرائط، شرائط بدر و خيبر بود؛ يعنى شرائط قبول چالشها و دشوارىها و غلبه ى بر آنها. همان طورى كه اولِ سال گذشته اعلام شد، سال 90، سال جهاد اقتصادى بود. اگرچه هوشمندان و آگاهان ميدانستند كه اين نام و اين جهتگيرى و شعار براى سال 90 يك امر لازم است، اما بعد تلاشهاى دشمنان در اين سال هم همين را اثبات كرد و نشان داد. دشمنان ما از اوائل سال، حركت خصمانه ى خودشان را در عرصه ى اقتصادى نسبت به ملت ايران آغاز كردند؛ اما ملت ايران، مسئولين، آحاد مردم، دستگاههاى مختلف، با تدبيرهاى هوشمندانه اى توانستند با اين تحريمها مقابله كنند و مواجهه ى آنها تا حدود زيادى توانست اثر اين تحريمها را خنثى كند و حربه ى دشمن را كُند كند. سال 90، سال فعاليتهاى بزرگ علمى بود؛ كه من انشاءاللَّه در فرصت سخنرانى، برخى از پيشرفتهاى علمى و اقتصادى و تلاشهاى گوناگون را براى ملت عزيزمان شرح خواهم داد. سال 90 سالى بود پر چالش، و سالى بود پر نشاط، و سالى بود كه ملت ايران به فضل الهى توانست بر چالشهاى موجود غلبه كند. ما امسال سال ديگرى را در پيش داريم كه به امداد خدا و با توكل بر پروردگار، باز ملت ايران با فعاليت خود، با تلاش خود، با هوشمندى خود در اين سال خواهد توانست پيشرفتهاى زيادى را براى خود به ارمغان بياورد. به تشخيص من، بر طبق گزارشها و مشاوره ى با افراد مطلع و آگاه، به اين نتيجه ميرسيم كه عرصه ى چالش مهم در همين سال جارى - كه اين سال، امروز و از اين ساعت شروع ميشود - عرصه ى اقتصادى است. جهاد اقتصادى چيزى نيست كه تمام شدنى باشد. مجاهدت اقتصادى، حضور جهادگونه در عرصههاى اقتصادى، براى ملت ايران يك ضرورت است. من امسال تقسيم ميكنم مسائل مربوط به جهاد اقتصادى را. يك بخش مهم از مسائل اقتصادى برميگردد به مسئله ى توليد داخلى. اگر به توفيق الهى و با اراده و عزم راسخِ ملت و با تلاش مسئولان، ما بتوانيم مسئله ى توليد داخلى را، آنچنان كه شايسته ى آن است، رونق ببخشيم و پيش ببريم، بدون ترديد بخش عمدهاى از تلاشهاى دشمن ناكام خواهد ماند. پس بخش مهمى از جهاد اقتصادى، مسئله ى توليد ملى است. اگر ملت ايران با همت خود، با عزم خود، با آگاهى و هوشمندى خود، با همراهى و كمك مسئولان، با برنامهريزىِ درست بتواند مشكل توليد داخلى را حل كند و در اين ميدان پيش برود، بدون ترديد بر چالشهائى كه دشمن آن را فراهم كرده است، غلبه ى كامل و جدى پيدا خواهد كرد. بنابراين مسئله ى توليد ملى، مسئله ى مهمى است. اگر ما توانستيم توليد داخلى را رونق ببخشيم، مسئله ى تورم حل خواهد شد؛ مسئله ى اشتغال حل خواهد شد؛ اقتصاد داخلى به معناى حقيقى كلمه استحكام پيدا خواهد كرد. اينجاست كه دشمن با مشاهده ى اين وضعيت، مأيوس و نااميد خواهد شد. وقتى دشمن مأيوس شد، تلاش دشمن، توطئه ى دشمن، كيد دشمن هم تمام خواهد شد. بنابراين همه ى مسئولين كشور، همه ى دستاندركاران عرصه ى اقتصادى و همه ى مردم عزيزمان را دعوت ميكنم به اين كه امسال را سال رونق توليد داخلى قرار بدهند. بنابراين شعار امسال، «توليد ملى، حما يت از كار و سرمايه ى ايرانى» است. ما بايد بتوانيم از كارِ كارگر ايرانى حمايت كنيم؛ از سرمايه ى سرمايه دار ايرانى حمايت كنيم؛ و اين فقط با تقويت توليد ملى امكان پذير خواهد شد. سهم دولت در اين كار، پشتيبانى از توليدات داخلىِ صنعتى و كشاورزى است. سهم سرمايه داران و كارگران، تقويت چرخه ى توليد و اتقان در كار توليد است. و سهم مردم - كه به نظر من از همه ى اينها مهمتر است - مصرف توليدات داخلى است. ما بايد عادت كنيم، براى خودمان فرهنگ كنيم، براى خودمان يك فريضه بدانيم كه هر كالائى كه مشابه داخلى آن وجود دارد و توليد داخلى متوجه به آن است، آن كالا را از توليد داخلى مصرف كنيم و از مصرف توليدات خارجى بجد پرهيز كنيم؛ در همه ى زمينه ها: زمينه هاى مصارف روزمرّه و زمينه هاى عمده تر و مهمتر. بنابراين ما اميدوار هستيم كه با اين گرايش، با اين جهتگيرى و رويكرد، ملت ايران در سال 91 هم بتواند بر توطئه ى دشمنان، بر كيد و مكر بدخواهان در زمينه ى اقتصادى فائق بيايد. از خداوند متعال درخواست ميكنيم كه ملت ايران را در اين صحنه و در همهى صحنهها موفق و مؤيد بدارد. روح امام بزرگوار را شاد و از ما راضى كند. ارواح طيبهى شهيدان عزيز ما را با اوليائشان محشور فرمايد. والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت توسط محدث |
|
|
پیشاپیش روز دید و بازدید مومنین و مومنات اقلابی و ولایتمدار رو در جشن 12 اسفند تبریک می گم.
می گم راستی بدم نشده ها؟!
این رشد فزاینده جبهه ها و ائتلاف ها!
اگه خیلی هم متحد می شدند اصولگراها،
بالاخره باید بود یه چیزی هم مقابلشون باشه دیگه؛
اونوقت خدانکرده، ته مانده های اصلاح طلبها و . . . ، توهم برشون می داشت که
تو قد و قواره ی جبهه مقابل هستند!
بعدشم؛
اگه همه اصولگراها خلاصه می شدند تو دو تا جبهه،
این دوگانگی و تقسیم شدن، خیلی جدی تلقی می شد و بوی تفرقه ی جدی می داد!
اما اینطوری که حالا پیش اومده، مردم مومن و اصولگرا، زیاد جدی نمی گیرند این ائتلاف بازی ها رو
و به منتخب اصلح لیستها رأی می دن، ان شاء الله.
خوش باشید، التماس دعا.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت توسط محدث |
|
|
امشب «الله اکبر» گفتم از همه بلندتر! محله ی ما بیشتر شرکت و اداره س تا منزل مسکونی؛ تهران ـ میدان آرژانتین ـ خیابان احمد قصیر (بخارست سابق) من، به جای همسایه ای که نیست هم، الله اکبر گفتم! به جای اونی که هست، ولی پیر و فرتوته هم، الله اکبر گفتم! جالبش اینه که هر سال، تک و توک منازل مسکونی که هست و ساکنینش میان پشت بام، اکثراً جوان و نوجوان اند! همین . . . |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم بهمن 1390ساعت توسط محدث |
|
|
امشب آسمان را دری به مهربانی پاکی ها باز است/ میلاد روشنی بخش دلها مبارک باد پیامبر اعظم(ص) فرمودند: بشارت باد این امت را به ارجمندی، دینداری، سربلندی، پیروزی و قدرت یافتن در روی زمین. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت توسط محدث |
|
|
عروج ملکوتی، سربازی دیگر از سربازان ولایت، سردار احمد سیاف زاده بر امام خامنه ای و امت حزب الله تسلیت و تهنیت باد. ***************************************************** چقدر هادي دردم، چه خسته ام، سردم تكم! غريب و غريقم، شكسته ام، زردم سلام تهران! تهران! سلام تهرانم منم! بسيجي ديروز اين دبستانم چنين غبار گرفته به عيش نامده ام بپرس از چه دياري و از چه آمده ام من از خدا و «شهيد» و كمانچه مي آيم از استواي شلوغ « شلمچه» مي آيم مگر از آن همه شهر« شهيد» نگذشتيم؟ چرا دوباره به اين شوره زار برگشتيم؟ بگو چگونه گرفتار اين خطا شده ايم؟ ميان سيل سياست، چنين دو تا شده ايم؟ چه ساده نزد شما« بود»ها «نبوده» شده است شب «شلمچه» از اذهانتان زدوده شده است چه ساده شوق «بهشتي» به «غصه» ها برگشت چه ساده «كاوه» دوباره به «قصه» ها برگشت دوباره «باقري» و «باكري» چه خاموشند ميان هزار توي افسانه ها فراموشند... هلا شما كه به امروز خويش زنجيريد! چرا سراغي از آن روزها نمي گيريد؟ هلا ميان زلال زمان سبوترها! چه خلوت است مزار شما كبوترها! در اين كشاكش بي همتي و بي ديني مرا بهل! بهل! اي مرتضاي آويني! گرسنه، خسته، رهايم ميان رخوت و خواب مرا بهل! بهل! اي حاج اصغر محراب! مرا بحل كن اگر خسته ام، بهل اي مرد! رها كن اين تن رنجور را، رها، برگرد! مرا بحل كن الا «همت» بلند زمين براي ماندن در اين سكوت مرگ آيين منم بسيجي ديروز و اينك اما دير منم جواني جبهه و اينك اما پير چقدر گريه كهنه به دادم آمده است چه خاطرات عجيبي به يادم آمده است چه روزهاي عجيبي! چه جزر و مد بدي چه آسمان فجيعي! چه فصل بي عددي چه ساكتي! چه خموشي! مگر نمي بيني؟ سلام تهران! باري ! چه خواب سنگيني! سلام تهران! بي روح آهنين پيكر! سلام پونك! تجريش! شوش! تهران سر! سلام اي همه جا مانده هاي غافله ها! سلام نسل چك و سفته و معامله ها! سلام تهران! آسمانت آبي نيست صداي خنده ات اي شهر! آفتابي نيست غريو موشك شب هاي دور يادت هست؟ سلام تهران! آيا غرور يادت هست؟ سلام تهران! اي شهر بي ستاره و تار سلام تهران! اي شهر پرفريب و غبار... چه طعم خون كه به اين كام ها چشيده شود چه چشم ها كه ز حدقه برون كشيده شود چه سينه ها كه به تيغش دريده خواهد شد چه دست هاي زيادي بريده خواهد شد... چقدر خاتمه ام من! چقدر محتضرم چقدر گريه ام امشب! چقدر مختصرم
خلاصه شده از سروده برادر جانباز «محمد حسين جعفريان»
اللهم عجل لولیک الفرج |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم بهمن 1390ساعت توسط محدث |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دل بسته مولای خراسانی خویشم
|
| پیوندهای روزانه |
|
جدیدترین مطالب وبلاگهای ارزشی (به روز شده در 30 مهر) آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|